من جوانان مومن و انقلابی را بسیار دوست دارم.

شریک غم و شادی

شریک غم و شادی

چگونه دیگران را در امکانات خودمان شریک کنیم؟ گفت وگو با حجت‌الاسلام سرلک، کارشناس مذهبی در میان فضائل اخلاقی، یکی از برجسته‌ترین فرصت‌های رشد انسان، فضیلتی است به نام مواسات. مواسات به معنای این است که دیگران را در امکانات خودمان شریک کنیم و به تعبیر دیگر، شریک غم دیگران باشیم و دور امکانات خود دیوار خودخواهی و خودبینی نکشیم… این…

بیشتر بدانید

مردی که از چیزی نمی‌ترسید

مردی که از چیزی نمی‌ترسید

درباره زندگی‌نامه خودنوشت شهید حاج قاسم سلیمانی محمد عکاف – یک فرمانده نظامی! آن‌هم فرمانده قدیمی جنگ تحمیلی عراق در دوران حکومت صدام حسین، جنگی که بعثی‌ها علیه ایران به راه انداختند.یک نظامی برجسته! فردی که بعد از جنگ، مسئول فرماندهی سپاه قدس شد و برای دفاع از کشورمان صدها کیلومتر دورتر از مرزها در عراق و سوریه پیچیده‌ترین جنگ نیابتی…

بیشتر بدانید

مثل امام غیرتی باشیم

مثل امام غیرتی باشیم

حجت الاسلام سید امید موذنی- اگر از بچه‌ها اسباب‌بازی‌شان را بگیری، جیغ می‌زنند‌. اسباب‌بازی برای بچه‌ها باارزش‌ترین چیز است و برای نگه‌داشتنش تلاش می‌کنند. اما بزرگ‌تر که می‌شوند، به اسباب‌بازی‌هایشان نگاه هم نمی‌کنند. حالا برای کیف، کتاب و لباس و دیگر لوازمشان واکنش نشان می‌دهند. بزرگ‌تر که بشوند برای چیزهای باارزش‌تر به هم‌ می‌ریزند و تحمل آسیب دیدنش را ندارند؛…

بیشتر بدانید

موج 40 ساله

موج 40 ساله

می‌دانم روزهای انقلاب، خیلی از شما حتی به دنیا هم نیامده بودید. می‌دانم تصویر و تصور ذهنی‌تان از روزهای انقلاب همان چیزهایی است که جسته‌وگریخته از تلویزیون دیده‌اید یا مطالبی است که در کتاب‌های درسی‌تان خوانده‌اید. می‌دانم که درک و باور بعضی از اتفاقات برایتان سخت است. دریا شدن ​​​​​​​اما دقیقاً 40سال پیش در چنین روزهایی حرف و عمل مردم…

بیشتر بدانید

دلیل همراهی

دلیل همراهی

مأموریت ما برای آن‌ها که می‌خواهند در مسیر باشند کلافه و بی‌حوصله، پاکت سیب زمینی‌‌ها و باقی سفارشات مامان را محکم در بغل گرفته‌ام و آرام از گوشه‌ کوچه راه می‌روم. نوجوانی هم‌سن و سال خودم دوان‌دوان از کنارم رد می‌شود و یک دسته کاغذ را داخل پاکت خریدهایم می‌اندازد. چند ثانیه بعد دو مأمور را می‌بینم که به همان…

بیشتر بدانید

فرمانده عادت‌ها

فرمانده عادت‌ها

صدای قاه قاه خنده‌شان خانه را پر کرده. کنار هم نشسته‌اند و به قول خانجون گل میگن، گل میشنفن! قرار است هرکدام یک خاطره از روزهای مدرسه‌شان بگویند. گوش‌هایم را تیز می‌کنم، بلکه بتوانم از لای در، صدای آقای نقیبی را بشنوم. بابا خیلی از او تعریف می‌کند. همیشه می‌گوید:«من یکی فکرشم نمی‌کردم نقیبی پرخواب به اینجا برسه، تألیف کتاب،…

بیشتر بدانید

نماز شیرین

نماز شیرین

دقیقه‌های آخر بازی است. یک گل دیگر بزنیم، تمام است. هربار که حریف به دروازه ما نزدیک می‌شود آقاجون وارد حالت آماده باش می‌شود، انگار خودش مشغول بازی است. صدای اذان مسجد، توی خانه‌مان می‌پیچد. آقاجون بی‌خیالِ تلویزیون و فوتبال و همه‌چی، از جا بلند می‌شود تا وضو بگیرد. بشقاب میوه‌ای که پوست گرفته‌ام را به سمتش می‌گیرم تا کمی…

بیشتر بدانید

مراقب مزرعه ات باش!

مراقب مزرعه ات باش!

بیایید باهم برویم به روستا. فکر کنیم مادربزرگمان عصر یک روز تابستان زنبیل قرمزش را به دست گرفته، بساط کتری و چای را در آن چیده و ما را صدا می‌زند تا باهم برویم باغ که امروز نوبت آبیاری است. در روستاها این‌طور است دیگر، هر باغ یا ملکی چندساعتی دسترسی به آب دارد و باز نوبت باغ بعدی است.…

بیشتر بدانید

در کمین گل سرخ

در کمین گل سرخ

کتابی خواندنی از زندگی شهید سپهبد صیاد شیرازی، که آقا برای آن تقریظ نوشت شما یادتان نیست. آن‌وقت‌ها یا به دنیا نیامده بودید یا احتمالاً کوچک‌تر از آن بودید که دشواری خبر را درک کنید. آفتاب بهاری صبح بیست‌ویک فروردین‌ماه ۱۳۷۸تازه زده بود که کمر مردم، زیر بار سنگین خبر شکست: «سپهبد علی صیاد شیرازی را ترور کردند». ایران سیاه‌پوش…

بیشتر بدانید