چگونه هم کار درست را انجام بدهم و هم رفاقتم سر جایش باشد؟

مسائل نوجوانی شما، برای‌ مسئولین مجتمع فرهنگی آموزشی سادات موسوی مهم است. مشاوران به سؤالات منتخب شما پاسخ می‌دهند و راهنمایی‌‌تان می‌کنند.

متأسفانه هم‌کلاسی‌هام به من میگن خسیس و خودشیرین! چون تقلب نمی‌کنم و به کسی هم تقلب نمی‌رسونم. برای همین بین اون‌ها احساس تنهایی می‌کنم. چطوری می‌تونم هم کار درست رو انجام بدم و هم با بچه‌ها صمیمی باشم؟

۱- اول یک خبر بد را می‌خواهم بدهم. این اولین تجربه هم اگر باشد، آخری نیست! دنیا برای کسانی که از روی فکرشان، تصمیم می‌گیرند، همیشه از این احساس‌های تنهایی کنار گذاشته. جز کسی که توی همه چی، حزب باد باشد، بقیه آدم‌ها لحظه‌های سخت، بار تک و تنها طی کردن بعضی جاده ها را آن هم کنار طعنه و نیشخند بقیه، به دوش می‌کشند. از پیامبران و امام‌ها بگیر، تا خیلی از آدم‌های معاصر!
۲- اما خبر خوب این‌که، هر بار که تصمیمی گرفتی (مثلاً اینجا یعنی تقلب نکنی) و جاده را تنهایی پیمودی، اندازه یک وجب بزرگ می‌شوی. دفعه بعدی سختیش کمتر و کمتر به چشمت می‌آید. شاید آنقدر بزرگ شدی که از آدم‌هایی بودی که خلاف جریان شنا کرده و  در تاریخ، اثرگذار شدی. حزب بادها نیستند که چیزی را در دنیا تغییر می‌دهند. اراده‌های کوهکن، از تصمیم تو برای همرنگ جماعت نبودن‌های همین امروز به دنیا می‌آید.
۳- حالا بریم سراغ اینکه کمی اوضاع را قابل تحمل کنیم. پیشنهاد ما یک کلمه است: گفت‌وگو. حیف در دوره کروناییم و امکان ارتباط حضوری با هم‌کلاسی و مربیانت از بین رفته. برخی از مهارت‌های حضوری را بگذار برای پساکرونا…
۴- با آدم‌ها حرف بزن. نه حرف زدنی از سر توبیخ و خودبرتر بینی؛ از سر محبت.‌ بگو که چقدر جمعشان را دوست داری. چقدر تنهایی بد است! چقدر شوخی و خنده با بچه‌ها می‌چسبد و چقدر تنهایی. یادشان بینداز که بعضی وقت‌ها بوده که آن‌ها هم یک تصمیم گرفته‌اند، برخلاف نظر بقیه. یادشان بینداز چقدر سخت بوده! بگو که امروز دوست داری پیششان باشی ولی از تصمیمت هم دوست نداری برگردی.
۵- با یکی دو تا از بچه‌ها که بیشتر دوست داری با آن‌ها در ارتباط باشی، خصوصی این حرف‌ها را بزن. آدمی که می‌خواهد بر اساس افکارش زندگی کند و باج ندهد، باید برای جا شدن در قلب بقیه، ده برابر بیشتر متواضع باشد. ده برابر بیشتر مهربانی کند. صد برابر بیشتر مرام نشان دهد. بعضی وقت‌ها بچه‌ها می‌ترسند، خودشیرین کلاس، آمار بچه‌ها را هم به معلم و مسئولین مدرسه بدهد! اگر نیستی، این را بگو و با نشان دادن مرام رافقتی ثابت کن.
۶- راستی! شاید هم نشد. شاید اصلاً هیچ‌کدام از بچه‌های کلاس معیارهای تو را برای یک دوست نداشتند. کنار تلاشت برای داشتن یک رابطه خوب، حداقل به عنوان هم‌کلاسی، دنبال دوست‌های خوب دیگری از طریق مسجد و هیئت محله‌تان بگرد. شاید خانواده‌ات در این مسیر بتوانند کمکت کنند.
۷- نکته آخر! وقتی در مسیری تنها حرکت می‌کنی، یادت باشد هنوز هم نیازمند تحقیق درباره درستی راهت هستی. این را برای جاده‌های سخت بعدی گفتم. خدا به همراهت که بهترین همراه‌هاست.

title comment