مچ دزد گنج‌ را بگیرید

بعضی وقت‌ها عجیب‌وغریب می‌شویم. مثلاً ممکن است چیزی شبیه گنج داشته باشیم. بگذاریم زیر سرمان و خیلی هم از داشتنش لذت ببریم. گاهی اوقات از زیر سرمان در آورده و نگاه کنیم. زرق‌وبرق آن را ببینیم و لذت ببریم و حتی پُزِ داشتن آن را به بقیه هم بدهیم. ولی دوباره در صندوقچه را بسته و بگذاریم زیر سرمان و بخوابیم. نه اینکه آدم خسیسی باشیم یا مثلاً آینده‌نگر بوده و گنج را برای زمان مناسب و آینده پس‌انداز کرده باشیم. نه، گنج را گذاشته‌ایم زیر سرمان و کاری نمی‌کنیم چون حوصله‌اش را نداریم. حالش را نداریم گنج را به کاری بزنیم و آن را سرمایه یک حرکت درست‌وحسابی کنیم. در یک‌کلام، تنبل تشریف داریم.

جنگ با تنبلی

گنج‌ها همیشه زیبا بوده و زرق‌وبرق دارند. مثلاً اگر یک صندوقچه پر از سکه باشد، یا یک مغز پر از علم و دانایی. یک ذهن خلاق، یک بازوی قدرتمند یا… می‌‌تواند تأثیر زیادی برای صاحبش، دوستان صاحبش، اطرافیان صاحبش و حتی کشور صاحبش داشته باشد. اما قرار نیست وقتی گنج را بدون استفاده گذاشتیم برایمان آورده‌ای داشته باشد و به قول مامان و باباها آدم حسابی شویم. 
گفتم آدم حسابی، یاد یکی از بچه‌های مدرسه افتادم. راستش چند وقت پیش که رتبه‌های کنکور اعلام شد، یاد این ماجرای گنج افتادم. خودم کنکوری نیستم ولی یکی از بچه‌های کلاس دوازدهم که از اول سال سرش را پایین انداخته و فقط تلاش کرد و درس خواند را حسابی زیر نظر داشتم. نه اینکه فکر کنید همه‌چیز برایش فراهم بود و خیلی بچه تیزهوشی بود، نه! او فقط با امید فراوان تلاش می‌کرد، سعی داشت هیچ مسئله‌ای از زیر دستش فرار نکند و همه‌چیز را عمیق و کاربردی یاد بگیرد. آخرش هم نتیجه خیره‌کننده‌ای در کنکور سراسری گرفت که بسیاری از بچه‌زرنگ‌هایی که اتفاقاً اطلاعاتشان زیاد بود را انگشت‌به‌دهان گذاشت. شاید شما هم یادتان باشد که آقا گفتند: «برحسب قوانین عادی زندگی جوامع بشری، هر جامعه‌ای عزتش، قدرتش، آبرو و حیثیتش، هویتش بستگی دارد به مجاهدت و به تلاش. با تنبلی و تن‌آسایی، هیچ ملتی نمی‌تواند مقام شایسته‌ای را در میان ملت‌های عالم یا در تاریخ پیدا کند. آنچه که ملت‌ها را، هم در تاریخ و هم در دوران خودشان، در میان ملت‌های عالم سربلند می‌کند، مجاهدت است، تلاش است.» ۱۳۹۳/۱۰/۶
رفیق کلاس دوازدهمی من با جدیت و پشتکاری که داشت توانست هم ضعف‌های علمی و درسی‌اش را رفع کند و هم نتیجه آن‌چنانی بگیرد. حالا فکر کنید این تنبلی‌ها شعاعش از مدرسه و درس و کتاب فراتر رفته و به مشکلات کشور و جهان برسد. می‌توانید فکر کنید آن جامعه چه اوضاعی خواهد داشت؟ جامعه‌ای که جوان‌ها حال بیدار شدن نداشته باشند، حوصله تلاش کردن نداشته باشند، مدیران و مسئولانش هر وقت از خواب بیدار شدند یکی دو تا کار معمولی روزانه انجام بدهند و دوباره یا بخوابند یا دنبال تفریح‌های مختلف باشند. بعد از مدتی فکر می‌کنم این کشور شبیه یک کشور جنگ‌زده خواهد شد، آن‌قدر که همه‌چیز نابسامان و خراب خواهد شد. این بار یک دشمن درونی آن‌ها را از داخل فلج کرده است. آقا دراین باره می‌گویند: «یک دشمن دیگری وجود دارد و او درون خود ما است. خود ما یعنی چه؟ یعنی من، شما، فلان مسئول، فلان جوان. آن دشمن درونی چیست؟ آن دشمن درونی عبارت است از بی‌انگیزگی، ناامیدی، بی‌حالی، بی‌نشاطی‌، تنبلی؛ این‌ها دشمن ما است.» ۱۳۹۵/۱۰/۱۹
اگر همیشه دوست داشتید در سال‌های دفاع مقدس بودید، یا مثلاً در سال‌های اخیر هم‌رزم مدافعان حرم می‌شدید و کلک دشمن را می‌کندید، هنوز دیر نشده، این شما و این هم دشمنی که باید به جنگش بروید. یادتان باشد در جنگ با تنبلی دست رفقایتان را هم گرفته و در شرایط جنگی کمک‌حال یکدیگر باشید.

title comment