به دنبال خوشبختی

سردارِ قهرمانِ ما‌! راستش علت این‌که همه ارادتمند شماییم و دل‌مان می‌خواهد هرچه بیشتر شبیه شما زندگی کنیم خیلی پیچیده نیست، چه با عقل و چه با دل نگاه کنیم ما شما را هم قبول داشته و هم دوست‌تان داریم. اما راستش اول ماجرا نمی‌دانستیم کدام ویژگی‌های شخصیتی شما باعث شده این همه دل دنبال شما باشد، این همه گام به دنبال پیکر‌تان حرکت کند و این همه حماسه در پی شهادت‌تان جریان یابد.
سردار! ما هم می‌خواهیم به قول آقا خوشبخت بشویم. سرک کشیدن به فیلم و عکس و خاطرات شما برای این بود که تکلیف‌مان را معلوم کنیم. می‌خواستیم برای شبیه شما بودن برنامه بریزیم.

در دل خطر

 باید فکری  کنیم برای این‌که شجاع باشیم، البته نه از آن آدم‌های شجاعی که بدون تعقل و تدبر کار می‌کنند، برای آن‌که شبیه شما باشیم باید هم شجاع باشیم و هم تدبیر داشته باشیم. آقا گفتند:« این شهید عزیزِ ما هم دل و جگر داشت -به دهان خطر می‌رفت و ابا نداشت؛ نه فقط در این حوادث این روزها، [بلکه] در دوران دفاع مقدّس هم در فرماندهی لشکر ثارالله همین جوری بود؛ خودش و لشکرش- هم با تدبیر بود؛ فکر می‌کرد، تدبیر می‌کرد، منطق داشت برای کارهایش.»
سردار! طبق آن‌چه آقا در مورد شما گفتند، ما باید فکر کنیم که در هر تخصصی وارد شدیم بر همان عرصه حسابی مسلط باشیم. ایشان گفتند: شما فرمانده جنگاور مسلط بر عرصه نظامی بودید.

حدود شرعی

راستی حاج قاسم عزیز! تصمیم گرفته‌ایم بیشتر از گذشته برای نگه داشتن حدود شرعی تلاش کنیم؛ این هم یکی از ویژگی‌های شما بوده که آقا به آن اشاره کردند. تازه این همه دقت را شما وسط میدان جنگ داشتید، واقعا فوق‌العاده‌ای سردار! آقا می‌گفتند: «در میدان جنگ، گاهی افراد حدود الهی را فراموش می‌کنند، می‌گویند وقت این حرف‌ها نیست؛ او نه، او مراقب بود. آن‌جایی که نباید سلاح به کار برود، سلاح به کار نمی‌بُرد؛ مراقب بود که به کسی تعدّی نشود، ظلم نشود؛ احتیاط‌هایی می‌کرد که معمولاً در عرصه‌ نظامی، خیلی‌ها این احتیاط‌ها را لازم نمی‌دانند؛ [لکن] او احتیاط می‌کرد. به دهان خطر می‌رفت امّا جان دیگران را تا می‌توانست حفظ می‌کرد؛ مراقب جان نزدیکانش، اطرافیانش، سربازانش، همکارانش در ملّت‌های دیگر که در کنار او بودند، بود.»

طراوت معنوی

سردار قهرمان! در میان همه حیرتی که از حجم تشییع کنندگان شما داشتم یک علت خوب برای این سیل جمعیت یافتم و آن علت را آقا در دیدار مردم قم گفتند: «معنویّت او، شهادت او را این ‌جور برجسته کرد؛ این بدرقه‌های ایرانی و آن بدرقه‌های عراقی؛ در کاظمین، در بغداد، در نجف، در کربلا چه کردند با این پیکر اِرباًاِربا! از روح مطهّر او، از اعماق دل تشکّر می‌کنیم.» حاج قاسم! با رفتن شما انگار انگیزه تازه‌ای پیدا کرده‌ام برای آنکه بعد معنوی زندگی‌ام را دوباره جان بدهم، از خدا کمک بگیرم و اراده‌ام را در این مسیر قرار دهم، شما هم برایم دعا می‌کنید؟

ذوب در انقلاب

آقا در دیدار مردم قم گفتند اهل حزب و جناح و مانند اینها نبودید، اما به شدت انقلابی بودید. سردار! من انقلابی بودن را باید از شما یاد بگیرم. شنیدم انقلاب و انقلابی‌گری خط قرمز قطعی‌تان بوده است. وقتی شما ذوب در انقلاب و به شدت پایبند به انقلاب، پایبند به خط مبارک و نورانی امام راحل بودید. برای این‌که شبیه‌تان باشم باید این ویژگی مهم را حسابی یادبگیرم و در موقعیت‌های مختلف این گونه عمل کنم.

مرد جهاد

وقتی اسفند سال گذشته رهبر انقلاب نشان ذوالفقار را به شما اعطا می‌کردند گفتند:  «بارها، بارها، بارها جان خودشان را در معرض تهاجم دشمن قرار داده‌اند، در راه خدا، برای خدا و مخلصاً لِلّه؛ و مجاهدت کرده‌اند.» من هم دوست دارم عمرم را برای مجاهدت در راه خدا بگذارم. سردار! آقا بعد از شهادت در پیام‌شان باز هم به همین ویژگی‌تان اشاره کردند که شما سال‌ها مجاهدت مخلصانه و شجاعانه در میدان‌های مبارزه با شیاطین و اشرار عالم داشتید. در دیدار مردم قم آن جا که از تدبیر و شجاعت‌تان می‌گفتند به عرصه‌هایی از صحنه‌های جهاد شما و اثراتی که در کل منطقه غرب آسیا و دنیای اسلام داشته اشاره کردند. آقا گفتند: «او به کمک ملّت‌های منطقه یا با کمک‌هایی که به ملّت‌های منطقه کرد، توانست همه‌ نقشه‌های نامشروع آمریکا در منطقه‌ غرب آسیا را خنثی کند.» برای همین مجاهدت‌های‌تان بود که در پیام شهادت‌تان هم گفتند شما سال‌ها مجاهدت مخلصانه و شجاعانه در میدان‌های مبارزه با شیاطین و اشرار عالم داشته و چهره بین‌المللی مقاومت هستید.

اخلاص

اما سردار عزیز! حاج قاسم جان! همه این‌هایی که گفتیم یک قید اساسی و مهم دارد. همان چیزی که آقا گفتند از همه ویژگی‌های شما بالاتر است، آن هم اخلاص شماست. همین که اهل خودنمایی و تظاهر نبودید و حتی به فرموده آقا در جلسات یک گوشه‌ای نشسته و اصلا دیده نمی‌شدید معلوم است حساب و کتاب‌تان حسابی خالصانه است، آقا می‌گفتند: «آدم گاهی اوقات می‌خواست بداند یا استشهاد کند، باید می‌گشت تا او را پیدا می‌کرد؛ خودش را جلوی چشم قرار نمی‌داد، تظاهر نمی‌کرد. » سردار! من باید این روحیه اخلاص را در خودم تقویت کنم. می‌دانید، از وقتی آقا گفتند اخلاص نیاز به تمرین دارد دلم گرم شد که من هم می‌توانم مخلص باشم و در هر میدانی وارد شدم خالصانه کار کنم.

راستی سردار شما با این همه ویژگی خوب آینه خوبی هستید برای آن‌که ما بدانیم نمونه‌ برجسته‌ای از تربیت‌شدگان اسلام و مکتب امام خمینی  چه کسانی هستند. حالا نسل ما بیشتر از همیشه قدر این مکتب را می‌داند و راستش دل‌مان برای امام خمینی (ره) هم بیشتر از قبل تنگ می‌شود.

title comment