از چک سفید امضا خبری نیست

حق بودن، کافی نیست باید برای پیروزی تلاش کرد

تصور کنید که امروز به شما خبر می دهند به خاطر فلان کاری که انجام داده اید می توانید در هر کدام از دانشگاه های کشور که دوست داشته باشید تحصیل کنید. از آن روز به بعد بخور و بخواب شروع می شود، مهمانی ها را بدون توقف می روید و از هیچ تفریحی نمی گذرید، تا ظهر می خوابید و کتاب های درسی را کنار می گذارید.

خوش خیالی

مثل بقیه، روز شمار کنکور ندارید و روز آزمون چشم هایتان که باز می شود تازه به این فکر می کنید که اصلا بروم یا نروم؟ تا صبحانه بخورید و حرکت کنید یک ساعت از شروع آزمون گذشته و به شما اجازه ورود نمی دهند، اما هیچ کدام از اینها باعث نمی شود خودتان را ناراحت کنید خیالتان راحت است که نتیجه آزمون هر چه باشد شما قبول هستید. بعد از کنکور و اعلام نتایج، وقتی همه درگیر انتخاب رشته و دانشگاه هستند شما هم سرخوش به دنبال این هستید که ببنید چه زمانی باید در دانشگاه و رشته مورد علاقه تان ثبت نام کنید، در همین میان متوجه می شوید شرط پذیرش شما در دانشگاه این بوده است که حداقل در آزمون ورودی شرکت کرده و برای انتخاب رشته مجاز شده باشید ولی شما ثبت نام نکرده و برای قبولی در مرحله اول هم هیچ تلاشی نکردید. حالا دوباره برگردیم سراغ همان ماجرای قبلی، جنگ حق و باطل.

نقش ما

قبل از این گفتیم که پیروز نهایی میدان حق خواهد بود، اما آنچه سرنوشت را معلوم می کند نقشی است که ما ایفا می کنیم، نقش برخی در این میدان چیزی شبیه همین دانش آموز خوب افتخار آمیز است. آنقدر مطمئن هستیم که هیج حرکت مثبتی انجام نمی دهیم. آنقدر خیال مان راحت است که اندک انرژی در این مسیر مصرف نمی کنیم، کوچکترین فداکاری نداریم و احتمالا در نهایت از نتیجه به دست آمده شاکی هم خواهیم بود. خدایا مگر خودت قول نداده بودی؟

پیروزی حق بر باطل

تصور اشتباهی است اگر فکر کنیم وقتی پیروز نهایی جبهه حق است، بنا نیست در میانه راه هم ضربه بخورد. مگر کم شنیده ایم داستان انبیا و اولیایی که در مسیر حق شهید شدند؟ شما سراغ ندارید جنگی را که پیروز آن جنگ جبهه باطل باشد؟ داستانهایی از مسخره شدن های افرادی که در جبهه حق بودند هم شنیدیم. می شود نتیجه بگیریم که جبهه حق هم می تواند آسیب ببیند و در میانه راه ضربه هایی به آن وارد شود و گاه برای سالها از هدف نهایی خود عقب بماند. 
«ببینید در این چند سال با ایران چه کردند. آنچه توانستند، ضربه حواله کردند. حالا بعضی از آن ضربه‌ها اصلاً وارد نشده و نخورده و خدای متعال ضربه را برگردانده است؛ بعضی از آن ضربه‌ها هم خورده، اما اثری نکرده؛ بعضی هم اثرهای کم‌عمقی کرده؛ بعضی ها هم بالاخره صدمه‌ ای زده؛ لیکن دشمن کوچکتر و کمتر از آن بوده است که بتواند ما را از پا بیندازد. ما اگر توجه بکنیم، دشمن ناکام خواهد شد؛ ولی اگر ما غفلت بکنیم و بیدار نباشیم، دشمن ناکام نشده و موفق خواهد شد.
چه کسی گفته که باطل هیچ‌وقت در دنیا قادر نخواهد بود که به حق ضربه بزند، یا موقتاً آن را از بین ببرد؟ کدام قانونی این‌چنین می تواند باشد؟ آن چیزی که در قانون الهی است، این است که در نهایت، حق پیروز خواهد شد؛ در نهایت، باطل سرنگون خواهد شد؛ اما چه کسی گفته است که در اثنای راه، باطل فرصت پیدا نخواهد کرد که حق را مورد ضربات خود قرار دهد و حتّی آن را از میدان خارج کند؟ » ( ۷۰/۱۰/۱۱)

توجه به حق

امام خمینی (ره) هم در این رابطه فرموده اند: ما باید کوشش کنیم که از خودمان گرفته تا برادرهای اسلامی و برادرهای دینی خودمان در همۀ کشورهای اسلامی، به حق توجه کنیم و حق را پیاده کنیم. مجرّد حرف نباشد که ما فقط یک شعاری بدهیم که حق آمد و باطل رفت. آمدن حق شعار نیست، آمدن حق عمل است، آمدن حق نشان دادن به حسب اعتقادات و اخلاق و اعمال است، پیاده کردن همۀ احکام الهی است. اگر احکام الهی در یک ملت پیاده بشود، باطل از آن ملت کوچ می‌کند و اگر در همۀ ملت‌های اسلامی، احکام الهی ـ اخلاقی که سفارش شده است، اخلاق انسانی، عقاید ایمانی پیاده بشود، خود به‌خود باطل زاهق می‌شود. (۵۹/۶/۶)

باطل در کمین است

حتی اگر باطلی از میان رفت و نابود شد، نباید خیال مان زیادی راحت باشد و دوباره به حالت خواب آلودگی و کسل بودن برگردیم. مثلا در ماجرای زوال شوروی شاید خیال خیلی ها بعد از آن راحت شد و همین خوش خیالی باعث شد از جهات دیگر به جبهه حق ضربه هایی وارد شود.

« گمان نکنید که اگر باطل به خاطر زوال‌پذیریش از بین رفت، حق به خودی خود و بدون تلاش، در دنیا عَلَم خواهد شد – ابداً – باطل دیگری سر جایش می‌آید؛ مگر آن وقتی که حق، خود را آن‌چنان که هست، عرضه کند. این باطل ها مرتب پشت سر هم می آیند و می روند؛ مرتب به وجود می آیند و از بین می روند. طبیعت باطل، زایل شدن و از بین رفتن است. گمان نشود که اگر باطل از بین رفت، ممکن است اسلام یا حق، بدون تلاش و مجاهدت، بدون تعریف و تبیین، بدون زحمت کشیدنِ من و شما، در دنیا جایگزین باطل ها بشود؛ نه، بسته به این است که من و شما چه کار کنیم.» (۷۰/۱۰/۵)

حق بودن، کافی نیست

« در تحولات اجتماعی حق بودن کافی نیست. خیلی اوقات امواج باطل می‌آید حق را لگدکوب می کند و عبور می کند. حق بودن به اضافه‌ی اقدام، عمل، اراده و به اضافه‌ی ایستادگی و پایداری است که آن معجزه را تحقق می بخشد.» (۸۳/۴/۱۶)
« یک جبهه‌ای دارد حق را تعقیب می کند، دنبال می کند؛ جبهه‌ی مقابل او به دنبال باطل است. یک وقت هست که این جبهه‌ی حق می ترسند؛ خب بله، معلوم است که شکست می خورند؛ حقند، اما شکست می خورند. یک وقت هست که بی صبری نشان می دهند، البته شکست می خورند؛ یک وقت حرف حق دارند، اما به لوازمش عمل نمی کنند، دنبال دنیا و مادیت و عشرتند، البته شکست می خورند. خدای متعال چک سفیدی نداده است که شما چون برحقید، حتماً پیروز خواهید شد؛ نه، شما پیروز خواهید شد، چون برحقید، و چون ایستادگی می کنید. اگر بایستید، پیروز خواهید شد. ولی تا فرا رسیدن آن پیروزی نهائی، مبارزه، درگیری و چالش ادامه دارد.» (۹۰/۷/۲۲)

مبارزه به خاطر حق

اما نوید مهم در این ماجرا یک قانون الهی است. قانونی که می گوید: «اگر به خاطر حق، مبارزه انجام بگیرد، هیچ باطلی قادر نخواهد بود جلو بیاید. اگر مبارزه و مجاهدت بشود، خدای متعال کمک و هدایت می کند؛ اما اگر مجاهدت نشود، اگر بیکار بنشینیم، اگر هوشیاری بخرج ندهیم، اگر در سنگر بخوابیم، آیا باز هم دشمن نمی‌آید سنگر ما را فتح کند؟ چه کسی چنین چیزی را گفته است؟ ما باید تلاش کنیم، تا دشمن ناکام بشود. اگر ما تلاش نکردیم، دشمن کامیاب خواهد شد؛ و نستجیر باللَّه من ذلک. ما نباید بگذاریم در زمان ما و با مسؤولیت ما و روی دوش ما، این‌چنین شود.» (۷۰/۱۰/۱۱)

title comment